تبليغاتX
آموزش و مقاله و مناسبتها

آموزش و مقاله و مناسبتها

به نام خالق ساحل !!!

امروزم کنار ساحلم باز از دریا گفتم از عشقش ...از زیبایی و بی کرانی اش ...

امروز از دریا سراغ عشق را می گرفتم .....عشقی که در دل صدفهای عاشقش پنهان بود .عشقی که بواسطه ایمان دریا به لیلی اش در روح ماهیانش هویدا می شد ..همه روی موجها پا می گذاشتن ...حال آنکه من فقط به موجها خیره شده بودم ....روی ماسه هایش نوشتم عشق ....تا خبری از معشوقه ام بگیرم ...اما تو ای دریا با موجهایت عشق ماسه ای مرا پاک کردی تا شاید باز هم به من بگویی که در عاشقی ات شک دارم ....

من نیز به خود و به عشق خود شک کردم ...چون بزرگترین عاشق دنیا با زبان موجهایش به من فهماند ....

 

عشق ساحل

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 20:16  توسط یاسر  | 

فردا را چشم به راهم ....

انگشتانم طاقت نوشتن ندارند و در پیکار مرکب و کاغذ این کاغذ است که پیروز است !

زیرا او خلوصی دارد که آن را در دلهای عاشق باید تجسس نمود ....

تنها جایی که دلم لرزید وقتی بود که چشم دلم بر دیدگان فردایی از کاغذها بود که مرتبا مرکب بر رویشان می گریست ....

نمی دانم ...شاید این گواه دلم باشد که بر دو صحن ( دیدگانم ) زندگیم می گوید :

<<عشق را بر چشم من بین تا عاشق شوی .... >>

دیگر توان نوشتن ندارم ...این اولین باریست که این اتفاق برایم می افتد به گمانم دلم عاشق شده .....!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 20:8  توسط یاسر  |