اینم تقدیم به روح زنده یاد ناصر عبداللهی:
دل من یه روز به دنیا زد و رفت
پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
زنده ها خیلی براش کهنه بودن
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت
هوای تازه دلش می خواست ولی
خودشو توی غبارا جا زد و رفت
دنبال کلید خوشبختی می گشت
خودشم قفلی رو قفلا زد رفت
یه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شیشه فردا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره کرد
نامه فردا ها را تا زد و رفت
به سرش هوای حوا زد و رفت
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 15:59  توسط یاسر
|
