تبليغاتX
آموزش و مقاله و مناسبتها

آموزش و مقاله و مناسبتها

 

 

بازیگر نقش لرد سیاه چه کسی است؟؟؟

تا پیش از این تصور همگان بر این بود که روان اتکینسون یا همان مستر معذوف ایفای این نقش را بر عهده می گیرد ولی با رد این شایعه از طرف کمپانی برادران وارنر و وکیل اتکینسون حالا صحبت از جان ملکوویچ به میان آمده است.یکی از مدیران پروژه در ین باره می گوید:او برای این نقش ایده آل است.یکی از زیباترین صحنه های فیلم صحنه مبارزه او با هری است.گفته می شود کودکان 12 و 13 ساله ی ملکوویچ تاثیر بسزایی در پذیرفتن این نقش از سوی او داشته اند.جالب است که بداند اتکینسون و ملکویچ در فیلم جان انگلیسی دو نقش اصلی فیلم را در مقابل هم بازی می کردند که در این میان ملکویچ در نقش کاراکتر منفی پاسگال ساولژ ظاهر شد.

بازیگران نقش مادام ماکسیم و الستور مودی چه کسانی اند؟؟؟

بازیگران دو نقش کلیدی و جدید در فیلم چهارم انتخاب شدند.یکی از شخصیت های جدید در کتاب هری پاتر و جام آتش مادام ماکسیم مدیره مدرسه جادوگری بوباتون است.او هم مانند هاگرید نیمه غول است و در کتابهای بعدی هم نام او را می شنویم.برای بازی در این نقش یک بازیگر گمنام به نام فرانسس دلاتور 60 ساله و اهل انگلیس انتخاب شده است که بخش اعظم سابقه کاریش مربوط به بازی در مجموعه های تلویزیونی است.اما برای ایفای نقش پروفسوز الستور مودی،ملقب به مد آی مودی(چشم باباقوری)و یکی از مشهورترین کارآگاه وزارت سحر و جادو که البته بازنشسته شده،کمپانی به سراغ یک بازیگر حرفه ای تر با سابقه بازی در فیلم های بزرگتر رفته است.این هنرمند برندون گلسون،متولد 9 نوامبر 1955 در بلفاست ایرلند است که در کارنامه بازیگریش نام فیلم های مثل تروا،کوهستان سرد،دار و دسته نیویورکی و ماموریت غیر ممکن 2 به چشم می خورد

ديگر عکسها

 

 

 
 

 

 

 

این هم لینکهای عکسهای بازی هری پاتر 

                

اول                                              دوم

 

سوم                                           چهارم

                         پنجم

کلیپ

              Harry Potter

        انواع کلیپ های  هری پاتر خیلی باهاله پشت صحنه ازکابان .همشو دانلود کنید.منتظر

          جدیدهاش هم باشین 

اولی 

دومی

سومی

چهارمی

پنجمی

ششمی

 

مصاحبه جی.کی. رولینگ به زبان فارسی در مورد کتاب هری پاتر و شاهزاده دورگه
مصاحبه جی.کی. رولینگ  که قبلا ان را به زبان انگلیسی گذاشته ام حال ان را به زبان فارسی می گذارم.

   J.K Rowling Interview In Farsi 

هشدار : اين مصاحبه در مورد كتاب ششم است و ممكن است مطالب آن را فاش كند، اگر كتاب ششم را نخوانده ايد از خواندن ادامه متن خودداري كنيد!

برای Download  کردن روی لینک رایت کیلیک کنید و Save Target As  بزنید.

 

وسايل و دستگاه هاي جادويی

دنياي جادويي پر از وسايل و دستگاه هايي هست که يا جادو شده اند يا جادويي هستند. برخي از اين وسايل مصنوعي هستند و برخي ديگر وسايلي هستند که بين همه جادوگران معمول هست و هيچ خانوداه اي نمي تواند بودن آن ها زندگي کند. بعضي از آن ها وسايل مفرح بي ضرري هستند، بعضي مفيد و بعضي ديگر بسيار قدرتمند و حتي خطرناک هستند. در اين ليست سعي شده که وسايل جادويي را نام ببريم به خصوصيا آن ها بپردازيم.


اشياء متحرک action figures


هري و بقيه قهرمانان مسابقات سه جادوگر، مدل هاي کوچکي از داخل يک کيسه بيرون کشيدند.اين مدل ها نماينگر اژدهاهايي بود که آن ها مي بايست با آن مي جنگيدند. هري مدل شاخدم مجارستاني را بيرون کشيد. آن مدل کوچک بال هايش را تکان مي داد و با خشم به اطراف نگاه مي کرد.


در جام جهاني کوييديچ رون مدل کوچکي از ويکتور کرام،جستجوگر معروف بلغاري، را مي خرد. اين مدل با ابروهاي در هم کشيده راه مي رفت. بعد از اينکه ويکتور کرام هرمايني را به مراسم يول بال برد، هري بازوي آن مدل را ديد که بروي کف خوابگاه پسران افتاده. ظاهرا رون آن مدل را شکسته بود!

آيينه ها mirrors

آيينه ايرايزد يا آيينه آرزو ها Mirror of Erised
يک آيينه عظيم که تا سقف کلاس ارتفاع دارد. داراي قاب طلايي مي باشد و بروي دو پاي پنجه اي شکل ايستاده است. نوشته اي که بر قاب اين آيينه حکاکي شده اين است:« Erised stra ehru oyt ube cafru oyt on wohsi » که معني لفظي اش ميشه :« من صورت شما را نشان نمي دهم بلکه خواسته هاي قلبي شما را » وقتي به داخل آيينه نگاه مي کنيد عميق ترين خواسته هاي قلبيتان را مي بينيد. اين آيينه افراد زيادي را به دام انداخته است چون آن ها نمي توانند تشخيص دهند که آيا اين چيزهايي که نشان داده مي شود به حقيقت خواهد پيوست يا نه! هري در آيينه خانواده اش را مي بيند درحالي که رون خودش را به عنوان کاپيتان تيم گريفندور و پسر سرگروه مي بيند.

دامبلدور از اين آيينه براي حفاظت از سنگ جادو استفاده کرد:« اينم يکي ديگه از ايده هاي زيرکانه من بود. تنها کسي مي تونست سنگ رو پيدا کنه که فقط به دنبال سنگ بود و نمي خواست از آن استفاده کنه...در غير اينصورت آن شخص فقط خودش را مي ديد که در حال توليد طلا و نوشيدن آب حيات است...»
هري که نمي خواست از سنگ استفاده کند با نگاه کردن در آيينه آن را در جيبش يافت!

آيينه سخنگو mirror, talking
يکي از اين آيينه ها در آشپزخونه ويزلي ها وجود دارد که باعث زيبايي خانه شان شده است. يکي ديگر در اتاق 11 پاتيل درز دار موجود مي باشد که وقتي هري مي خواست موهاي خودش را صاف کند به او گفت :« اصلا هيچ فايده اي نداره، عزيزم ».

آيينه دو طرفه mirror, two-way
در کريسمس 1995، قبل از اينکه هري به هاگوارتز برگردد، سيريوس به او بسته اي داد تا در موراد ضروري اگر خواست با او صحبت کند بتواند از آن شي استفاده کند. هري در همانجا تصميم قاطعانه اي گرفت که از آن بسته استفاده نکند تا سيريوس را از ميدان گريمولد بيرون نکشد و جانش در خطر نيوفتد. بعد از مرگ سيريوس هري آن بسته را در ته چمدان خود پيدا کرد و آن را باز کرد. داخل بسته يک آيينه مربع شکل کوچک و کثيف پيدا کرد، به همراه اين پيام:
« اين يک آيينه دو راه هست، من يکي ديگه مثل همينو دارم. اگر خواستي با من حرف بزني فقط اسم منو توي آيينه بگو و صورت تو در آيينه من ظاهر ميشه و مي تونيم با هم صحبت کنيم. من و جيمز وقتي مجازات هاي جداگونه اي داشتيم از اين ها استفاده مي کرديم.»


بادکنک هاي ضد انفجار و درخشان balloons, non-explodable, luminous


هري يک بار براي هديه کريسمس از اين ها دريافت کرد.


بشقاب ها، ليوان ها، ظرف ها dishes, cups, and plates


جام آتش: جام چوبي زبري که پر از شعله هاي آبي رنگ مي شود و براي انتخاب قهرمانان مسابقات سه جادوگر به کار مي رود.


ظرف غذايي که پروفسور مک گونگال براي هري و رون بوجود آورد تا آن ها بتوانند غذايشان را در دفتر اسنيپ بخورند. اين ظرف به طرز جادويي دوباره پر از غذا مي شد.


بشقاب هايي که در سالن بزرگ هاگوارتز وجود دارند.


ظروف چايي يکدست، متعلق به يک ساحره ي پير که مرده بود. اين ظروف به يک ماگل فروخته شده بود. آرتور ويزلي به زحمت توانست اين مسئله را حل کند چون « قوري چايي ديوانه وار آب جوش به اطراف پرتاپ مي کرد و يکي از ماگل ها مجبور شد به بيمارستان برود چون قند گير به دماغش گير کرده بود ».


کتري گزنده - آقاي ويزلي هنگام يکي از مراقبت هاي شبانه اش با برخي از اين کتري هاي چايي برخورد داشت.


بازي ها games


ورق خود برخور Self-Shuffling Playing Cards : اين کارت هاي بازي که خود به خود با هم مخلوط مي شوند بروي ميز رون وجود داشتند.

شطرنج جادويي Wizard's Chess

تکه سنگها Gobstones : اين وسايل وقتي که در بازي مي بازند بروي صاحبشان يک مايع بد بو تف مي کنند. يک دسته ي طلايي رنگ از اين تکه سنگها در کوچه دياگون در حال فروش بود.


بلندگوي جادويي megaphone, magical


لي جردن از اين وسيله براي گزارش بازي کوييديچ بين تيم هاي هاگوارتز استفاده مي کند.

پروفسور مک گونگال يک بار از اين وسيله استفاده کرد تا به تماشاگران منتفي شدن مسابقه را اعلام کند(تالار اسرار).


بي سيم هاي جادويي Wizard's Wireless

اين دستگاه ها مانند راديو هاي ماگلي مي ماند. يکي از اين دستگاه ها در آشپزخانه ويزلي ها وجود دارد. بسياري از جادوگرها و ساحره ها به WWN (Wizarding Wireless Network) گوش مي دهند. يکي از برنامه هاي پرطرفداري که در WWN پخش مي شود «ساعتي با ساحره» است که در آن ساحره ها و جادوگران معروفي آواز مي خوانند. يکي ديگر از گروه هاي موسيقي معروف که در WWN آواز مي خوانند خواهران عجيب هستند.


پاتيل / ديگ cauldron


پاتيل يک وسيله اصلي براي هر ساحر يا ساحره است. آن ها براي درست کردن معجون هاي مختلف مورد استفاده قرار مي گيرند. آن ها همچنين مي توانند اشيا زيادي را در خود قرار بدهند مثل کتاب


پاتيل ها مي توانند کتب زيادي را در خود جاي دهند بنابراين درون آن ها بايد خيلي بزرگتر از بيرونشان باشد.


"پاتيل متحرک" توسط گسپارت شينگلتون اختراع شد.


پودر پرواز Floo powder

اين پودر نقره اي رنگ که توسط ايگنتيا وايلدسميت اختراع شد به جادوگران اين امکان را مي دهد که با آن به جاهاي ديگر منتقل بشوند و يا با هم صحبت کنند. ويزلي ها پودر شان را در کنار شومينه شان نگه مي دارند. اين پودر بروي آتش پرتاب مي شود و رنگ آتش را سبز مي کند سپس شخص مورد نظر وارد شعله هاي آتش مي شود و مقصد خود را بيان مي کند. اگر قصد صحبت کردن با همديگر هست، بايد پودر را بروي آتش پرتاب کرد و فقط سر را وارد شعله هاي آتش کرد و شخص مورد نظر را نام برد. اداره رفت و آمد جادويي بر شبکه پودر پرواز نظارت مي کند.


تخته سياه، جام جهاني کوييديچ blackboard, Quidditch World Cup


در استاديوم جام جهاني کوييديچ يک تخته سياه بزرگي که در آن نوشته هاي طلايي که انگار با يک دست نامرئي نوشته مي شد، وجود داشت. آن تخته سياه اول براي تبليغات بود ولي به محض آغاز بازي شروع به نوشتن نتايج کرد.


ترقه هاي جادويي Cribbage's Wizarding Crackers


اين وسايل در مراسم کريسمس مورد استفاده قرار مي گيرد. شيبه ترقه هاي مشنگي مي مانند ولي اين ترقه ها خيلي جالبتر و متنوع تر هستند و اشيا غير عادي در داخل آن ها وجود دارد.


اشيائي که تا به حال در داخل آن ها پيدا شده عبارتند از : وسايل مورد نياز براي پروراندن زگيل خود! و کلاه فرماندهي!

 

تخم طلايي Golden Egg

وقتي تخم طلايي باز شد صداي گوشخراش و نا هنجاري از آن بيرون آمد. چيزي درون تخم طلايي وجود نداشت. آهنگ داخل تخم طلايي به زبان مردم دريايي بود. قهرمانان بايد مي فهميدند که معناي اين آهنگ چيست و سپس راهي براي زنده ماندن در زير آب به مدت يک ساعت پيدا مي کردند. هري به نصيحت سدريک ديگوري گوش کرد و آن را زير آب باز کرد و معناي آهنگ را دريافت.

 


جوراب socks

هري تعدادي جوراب جادويي از گلدرگز در هاگزميد خريداري کرد. يکي از اين جوراب ها ستاره هاي طلايي و نقره اي داشت که چشمک مي زدند و ديگري جورابي بود که در صورت بوي بد دادن فرياد مي کشيدند. هري مي خواست که اين جوراب ها را به دابي بدهد.(ج.آ.27)


چاقو همه کاره penknife

در کريسمس 1994 سيريوس به هري يک چاقوي خودکاري هديه داد. اين چاقو مي تواند هر قفل و گره اي را باز کند. هري براي باز کردن در دفتر آمبريج از آن استفاده کرد و با سيريوس صحبت کرد. وقتي هري مي خواست از آن براي باز کردن در بسته وزارت اسرار استفاده کند تيغه چاقو آب شد!


چسب جادويي Spellotape

اين چسب براي چسباندن اشيا جادويي مثل چوبدستي رون و کتاب پاره شده جيني به کار مي رود(ت.ا.6 ، ج.آ.10). همچنين هرمايني از آن براي کنترل کردن کتاب اژدهاي خودش استفاده کرده بود (ز.آ.6)


چادر ها tents

داخل چادر ويزلي ها بسيار بزرگ تر از بيرونش مي نمود. آن ها يک آشپزخانه و تعدادي تخت خواب درون آن داشتند در حالي اندازه چادر از بيرون خيلي کوچک نشان مي داد. عده اي از مردم از چادر هايي که بيشتر جادويي بودند استفاده مي کردند. بعضي از اين چادر ها باغ، فواره و برج کوچک داشتند. چادر هاي طرفداران ايرلندي با شبدر هاي سبز رنگ ايرلندي پوشيده شده بودند.


دوربين عکاسي camera, magical


يک عکاس در فروشگاه فلوريش و بلاتز در حال عکس گرفتن از گيلدروي لاکهارت براي پيام امروز بود. آن دوربين با هر فلش دودي بنفش رنگ ايجاد مي کرد.


بوزو، عکس بردار ريتا اسکيتر هم يکي از اين دوربين ها دارد.


دوربين عکاسي کالين کريوي يک دستگاه مشنگي هست ولي چون در داخل هاگوارتز کار کرده بنابراين هيچ گونه قسمت الکتريکي ندارد. با اينکه اين باعث آزردگي هري مي شود ولي کالين عکس هاي متعددي از هري مي گيرد. دوربين کالين جادويي نيست ولي عکس هايي که با آن مي گيرد حرکت مي کنند چون آن ها را با يک معجون خاصي چاپ مي کند. درسته که دوربين مشنگي هست ولي آن دوربين توسط جو جادويي که بر هاگوارتز حکمفرما هست جادو شده و عکس هاي جادويي مي گيرد.


در ها doors


در هايي که در هاگوارتز وجود دارند نيمه هوشمند هستند. فليت ويک به درها عکس سيريوس بلک را نشان مي داد تا آن ها اجازه ورود به او را ندهند (زماني که از سيريوس بلک ترس داشتند).


درهاي فوق العاده مراقبت شده در بانک گرينگوتز فقط در صورتي باز مي شوند که يکي از جن هاي بانک انگشتش را در داخل آن فرو ببرد. اگر کس ديگري به جز يه جن اين کار رو بکند ، به داخل در کشيده ميشود و براي هميشه داخل آن در باقي مي ماند.


دري که به آشپزخانه هاگوارتز باز مي شود بر روي يک نقاشي ميوه قرار دارد. اگر گلابي درون نقاشي را قلقک دهيد در مي خندد و باز مي شود.


بانوي چاق


در ورودي به دفتر دامبلدور


در(door ) اتاق لزومات فقط در صورتي ظاهر مي شود که کسي به آن احتياج داشته باشد.

 

ردياب جادوي سياه Dark Detectors


اسنيکوسکاپ يا دشمن ياب Sneakoscope : دستگاهي که شبيه گردش نما ست که هر وقت شخص غير قابل اعتمادي در اطراف باشد سوت مي کشد. رون از مصر يکي براي هري به عنوان هديه آورده بود ولي چون ارزان قيمت بود ، آن ها به اخطارش توجهي نکردند. مودي قلابي يک دشمن ياب بزرگي در دفتر خودش دارد. همچنين ديگر ردياب هاي جادوي سياه هم در اتاق لزومات پيدا مي شود هنگامي که از آن اتاق براي تشکيل جلسات الف دال استفاده مي شود. هري به دوستانش مي گويد که زياد نبايد به اين وسايل اعتماد کرد چون آن ها به سادگي گول مي خورند!


ضد آيينه Foe-Glass : يکي از وسايلي هست که مودي از آن استفاده مي کند. او اين ضد آيينه را در دفترش قرار داده بود. اين ضد آيينه شبيه آيينه معمولي مي ماند ولي دشمنان را به صورت اشکال مبهم و تيره نشان مي دهد. وقتي دشمنان نزديک تر شوند اين اشکال هم واضح تر مي شوند.


گيرنده مرموز يا دروغ سنج Secrecy Sensor : اين هم يکي ديگر از وسايل مودي هست. اين دستگاه شبيه به آنتن هاي تلويزيون مي باشد با اين تفاوت که بيشتر تو در تو هست و حضور جادوي سياه و دروغ را حس مي کند.

 

سقف جادويي ceiling, enchanted


سقف داخل سرسراي بزرگ هاگوارتز جادو شده تا بتواند آسمان بيرون را نشان دهد. تا حالا سياه و پر ستاره، ابري با رعد و برق نشان داده شده. بعضي وقت ها جادوي اين سقف را کمي تغيير دادند تا با مراسمي که در داخل سالن هست مطابقت داشته باشد مثلا برف خشک و گرمي در کريسمس يا کاغذ رنگي هاي متنوعي در روز ولنتاين به درخواست گيلدروي لاکهارت از آن مي باريد.


سنگ جادو Philosopher's Stone

سنگ جادو شگفت انگيزترين شي جادويي است که براي قرن ها هدف اصلي بعضي از شيميدانان و جادوگران بوده. تا به حال تنها يک سنگ جادو وجود داشته و آن سنگ توسط نيکلاس فلامل بوجود آمده بود. سنگ جادو مي تواند به مالک خود طلاي نامحدود و عمري جادودانه دهد. ممکنه در نگاه اول عالي باشد ولي آن طور که خيال مي کنيد خوب نيست همانطور که دامبلدور مي گويد:« انسان ها هميشه بدترين چيزها را براي خود انتخاب مي کنند». لرد سياه براي داشتن عمري جاودان به سنگ جادو احتياج داشت ولي با دخالت هري و دوستانش در اين عمليات شکست خورد و نتوانست مکان مخفي سنگ را پيدا کند.


ساعت ها watch, Dumbledore's


ساعت دامبلدور : اين ساعت پاکتي طلايي به طرز عجيبي کار مي کند. اين ساعت داراي دوازده عقربه مي باشد ولي اثري از شماره در آن ديده نمي شود در عوض ستاره هاي کوچکي در اطراف ساعت ديده مي شود که در حال حرکت هستند.


زمان برگردان Time Turner : زمان برگردان يک ساعت شني نقره اي رنگ مي باشد و با يک زنجير به دور گردن آويخته مي شود. اين وسيله بسيار قدرتمند و خطرناک هست و باعث مي شود که زمان را براي شخصي که از آن استفاده مي کند برگرداند. هرمايني در سال تحصيلي 1994-1993 از آن استفاده مي کرد تا بتواند در کلاس هاي متعددي شرکت کند. همچنين او با هري زمان را سه ساعت برگرداندند تا بتوانند باک بيک و سيريوس را نجات دهند. زمان برگردان ها به شدت تحت نظر مراقبت وزارت سحر و جادو مي باشند.


ساعت با يک عقربه و بدون شماره که در آشپزخونه ويزلي ها وجود دارد. به جاي شماره اين عبارات وجود دارد: " وقت آماده کردن چايي " ، " وقت غذا دادن به مرغ ها " و " دير کردي! "


ساعت نه عقربه اي پدر بزرگ (ج.آ.10) : اين ساعت در سالن پذيرايي خانه ويزلي ها قرار دارد. يک ساعت بزرگ و با شکوه که زمان را نشان نمي دهد. در عوض نه عقربه دارد که هر عقربه عضوي از خانواده ويزلي را نشان مي دهد. اين ساعت وضعيت کنوني اعضاي خانواده ويزلي را نشان مي دهد. بعضي از اين کلمات عبارتند از : " خانه " ، " مدرسه " ، " کار " ، " در حال سفر کردن " ، " گمشده " ، " بيمارستان " ، " زندان " و " خطر مرگ "


ساعت جادوي سياه پدربزرگ : اين ساعت در خانه 12 ميدان گريمولد وجود دارد و هر کس که از جلوي آن رد شود را با جرقه اي از نور مي زند.

 

شنل نامرئي Invisibility Cloak

منحصر به فرد نيست ولي مطمئنا نادر مي باشد. هري يک شنل نامرئي از پدرش به ارث برده است که توسط دامبلدور به او داده شد. شنل نامرئي هري يا خيلي بزرگ هست، چون مي تواند چند دانش آموز را در زير خود جا دهد و يا هري و هرمايني و يک قفس چوبي براي اژدها هم بپوشاند، يا به طرز جادويي بزرگ مي شود و افراد را در زير خود مي پوشاند. مودي هم يکي در صندوق هفت قفلي اش دارد (قفل دوم). شنل نامرئي از موهاي حيواني به اسم « دميگياز » بافته مي شود. رنگ شنل نامرئي نقره اي درخشان هست و دست زدن به آن احساس عجيبي را ايجاد مي کند مثل اينکه آب را مثل پارچه بافته باشند!


صندوق هفت قفله Seven-Lock Trunk

مودي وسايل گوناگوني را در اين صندوق مي گذارد. اين صندوق هفت قفل و هفت کليد دارد. با باز کردن هر يک از اين قفل ها وسايل مختلفي در اين صندوق ديده مي شود. وقتي قفل اول باز شد داخل صندوق تعدادي کتاب بود. وقتي قفل دوم باز شد داخل صندوق تعدادي قلم پر و شنل نامرئي بود. وقتي دامبلدور قفل هفتم را باز کرد صندوق يک دريچه را نشان داد که بارتي کرواچ، مودي واقعي را در آن مخفي کرده بود.(ج.آ.35)


عکس ها با افراد متحرک pictures with moving subjects


پوستر تيم کوييديچ با بازيکنان متحرک (ت.ا.3)

جادوگران و ساحره هاي معروف که در کارت هاي شکلات قورباغه اي پيدا مي شوند (س.ج.6)

آلبوم خانوادگي هري پاتر (س.ج.17 ، ز.آ.11)

عکس خانواده ويزلي در مصر که در پيام امروز چاپ شده بود و در حال دست تکان دادن بودند (ز.آ.1)

بانوي چاق و قاب هاي ديگر هاگوارتز

عکس هاي درون کتاب " پرواز با توپ ها "

عکس هاي گرفته شده توسط کالين کريوي که لاکهارت را در حال کشيدن هري به داخل قاب عکس نشان مي دهد (ت.ا.)

عکس دختر کوچکي که به سال اولي ها بعد از اتمام مراسم خوش آمد گويي سلام مي کرد (س.ج)

عکس زني که بين قاب ها راه مي رود و بعد در کنار يکي از تخت هاي درمانگاه مي نشيند (س.ج.)

در بين قاب هاي مدرسه عکس" ان بولين " ، زن دوم شاه هنري هشتم و مادر ملکه اليزابت اول وجود دارد. ان بولين يک ساحره بود (س.ج.)

در دفتر مدير قاب هاي متعددي از مديران قبلي هاگوارتز وجود دارد. اين قاب ها در خدمت مدير فعلي هاگوارتز مي باشند و او را کمک و راهنمايي مي کنند. بعضي از اين افراد عبارتند از ديليز دِرونت، اورارد، يک ساحره با چشم هاي فرو رفته و واند درخت توس محکم، يک جادوگر فربه با صورتي گرد، فينس نيگلوس و آرماندو ديپت. در صورت لزوم آن ها مي توانند بين قاب هاي ديگر خود حرکت کنند و به ديگران پيام منتقل کنند (م.ق.22)

 

قدح انديشه Pensieve

يک سنگ فرو رفته شبيه قدح که نوشته هاي باستاني و قديمي بروي آن حکاکي شده است. محتواي درون قدح ابر مانند مي باشد و نور نقره اي روشني از آن تشعشع مي يابد. به نظر هري اين محتويات شبيه « نور مايع شده يا باد جامد شده است ». دامبلدور آن را در يک کابينت سياه رنگ مي گذارد. هر وقت که خاطرات زيادي در سرش بود و مي خواست که راحت تر به تفسير آن ها بپردازد آن ها را با استفاده از چوبدستي اش داخل قدح مي گذاشت. دامبلدور درباره قدح انديشه مي گويد :« بررسي کردن روابط و ويژگي هاي افراد وقتي آن ها را درون قدح انديشه ميذاري راحت تره » . وقتي هري به ماده درون قدح دست مي زند به داخل بعضي از خاطرات دامبلدور کشيده مي شود. اسنيپ قدح انديشه را براي مدتي از دامبلدور قرض گرفته بود تا در کلاس چفت شدگي بتواند بعضي از خاطرات بدش را درون آن بگذارد و از معرض ديد هري بدور نگه دارد. ولي يک بار که اسنيپ از دفتر خود بيرون رفت هري به داخل خاطرات اسنيپ رفت و دوران جواني پدر و دوستانش را ديد. در آن خاطره پدر هري و سيريوس و ريموس و پيتر در حال اذيت کردن اسنيپ جوان بودند. او همچنين مادرش را هم در آن خاطره ديد.


قلم پرهاي جادويي quills


پر ضد تقلب quill, anti-cheating : قبل از شروع امتحان در هاگوارتز به تمام دانش آموزان پر ضد تقلب مي دهند تا از وقوع هر گونه تقلبي جلوگيري کنند.


پر جادويي هاگوارتز quill, magical (Hogwarts) : اين پر جادويي اسم همه بچه ها جادويي را در يک کتاب بزرگ مي نويسد. پروفسور مک گونگال از اين کتاب استفاده مي کند تا براي بچه هاي 11 ساله نامه بفرستد.


پر تند نويس Quill, Quick-Quotes : اين پر توسط ريتا اسکيتر مورد استفاده قرار مي گيرد. وقتي ريتا مي خواهد خبري را بنويسد پرش را داخل مرکب قرار مي دهد و بعد آن را بروي يک کاغذ پوستي مي گذارد. اين قلم طوري جادو شده که يک نسخه مبالغه آميزي از آنچه که گفته مي شود را بنويسد و اين باعث مي شود که اين پر مانند يک وسيله رسوا کننده فنا ناپذير باشد.


پر تنبيهي آمبريج quill, Umbridge's detention : اين پر که متعلق به آمبريج است، سياه رنگ، بلند و تيز مي باشد. آمبريج دانش آموزاني را که با او مجازات دارند را مجبور به استفاده از اين پر مي کند. اين قلم پر، از مرکب استفاده نمي کند بلکه دست دانش آموز را مي برد و با خون دانش آموز مي نويسد. آمبريج با استفاده از اين قلم مي خواهد مطمئن شود که دانش آموزان پيامش را درک مي کنند.


کتاب ها


کتاب هيولاي هيولا ها

کتاب نامرئي ها

شعرهاي يک جادوگر

کتابي که چشم هاي شما را در مي آورد.

کتابي که نمي توانيد از خواندن آن دست بکشيد.

کتابي که با باز کردن آن کوچک مي شود.

دفتر خاطرات تام ريدل.


کلاه ها


کلاه گروهبندي Sorting Hat


کلاه بي سر Headless Hat : توسط فرد و جرج اختراع شده بود. وقتي کسي آن را روي سرش مي کشيد، سرشان نامرئي مي شد و مانند اين بود که آن ها بي سر هستند.


بيل ويزلي در برزيل دوستي داشت که وقتي فهميد بيل نمي تواند به جنوب آميرکا براي ديدار او برود ، ناراحت شده و برايش کلاهي فرستاد که وقتي بر سر مي کرد گوش هايش چروکيده مي شدند! cursed hat


کليد ها


يکي از اتاق هايي که هري، رون و هرمايني بايد از آن عبور مي کردند تا به سنگ جادو برسند ، پر از کليدهاي سحر شده پرنده بود. اگر آنها مي خواستند از اين اتاق عبور کنند بايد کليد مناسب را پيدا مي کردن و با آن دري که مقابل آن ها بود را باز مي کردند. کليد مناسب براي آن در، يک کليد قديمي با پرهاي آبي رنگ بود. براي گرفتن کليدها چند عدد چوب جادو در داخل اتاق گذاشته شده است.


دسته کليد هفت گانه مودي براي صندوق هفت قفله اش

آقاي ويزلي در يکي از نگهباني هاي شبانه اش کليدهايي را پيدا کرد که کوچک مي شدند. اين کليدها طوري جادو شده بودند تا کوچک و کوچکتر شوند و ماگل ها نتوانند آن ها را پيدا کنند. وقتي پرسيده شد که چرا کسي چنين کاري مي کند او جواب داد:
« فقط براي ماگل آزاري...بهشون کليدهاي کوچک شو مي فروشند تا زماني که آن ها به کليد هايشان احتياج دارند نتونن اونا رو پيدا کنن. البته متقاعد کردن ماگل ها کار آسوني نيست چون آن ها خيال مي کنن که کليد هاشون رو گم کردن...بندگان خدا...اونا دست به هر کاري مي زنن تا وجود جادو رو منکر بشن »


کابينت غيب کننده vanishing cabinet

يک جعبه سياه و طلايي رنگ که خيلي با ارزش مي باشد. پيوز اين جعبه را بالاي دفتر فيلچ انداخت و باعث شد که از بين برود. هر کسي که وارد اين جعبه مي شود ناپديد مي شود!


گوش هاي توسعه پذير Extendable Ears

فرد و جرج اين دستگاه استراق سمع را اختراع کردند. اين گوش ها شبيه نخ هاي کرمي رنگ مي باشند. يه سر اين نخ را وارد گوش مي کنيد و سر ديگر را با استفاده از فرمان " برو " به مکاني که مکالمه در حال انجام شدن هست مي فرستيد. با استفاده از اين گوش هاي توسعه پذير مي توان گفتگو هايي که در مکان دوري انجام مي شود را گوش کرد.

 

لامپ خاموش کن Put-Outer

يک وسيله جادويي هست که شبيه فندک مي باشد. وقتي آن را فشار مي دهيد لامپ خيابان را خاموش مي کند. و در حالت بر عکس لامپ را دوباره به خيابان باز مي گرداند. دامبلدور از آن براي تاريک کردن پريوت درايو استفاده کرد (س.ج.1) مد آي مودي هم براي تاريک کردن ميدان گريمولد از آن استفاده کرد (م.ق.3)

 

مدل هاي نجومي astronomical models


مدل کامل و در حال حرکت کهکشان که در کوچه دياگون براي فروش عرضه شده بود.


مدل منظومه شمسي که داخل يک گنبد در کلاس ترويلاني بود. اين مدل تمام قمر ها و سيارات نه گانه به همراه خورشيد را نشان مي داد که در هوا در حال حرکت بودند. ترويلاني براي آموزش ستاره شناسي در درس پيشگويي از آن استفاده مي کرد.

 

ماشين پرنده آقاي ويزلي flying Ford Anglia

اين اتومبيل فيروزه اي رنگ توسط آقاي ويزلي به پناهگاه آورده شده بود تا او بتواند آن را از هم جدا کند تا بفهمد چگونه اين ماشين کار مي کند. يا حداقل اين چيزي است که او به همسرش گفته بود. در واقع او هنگام باز کردن ماشين قطعات ماشين را جادو مي کرد و دوباره سر جايشان بر مي گرداند. او همچنين يک ژنراتور نامرئي در اين ماشين نصب کرد تا در مواقع لزوم آن ماشين نامرئي شود. آقاي ويزلي فضاي داخل ماشين را هم با استفاده از طلسم توسعه، افزايش داده تا تعداد زيادي بتوانند در اين ماشين به راحتي بنشينند. فرد و جرج اين ماشين را رانده اند. حتي يک بار به پريوت درايو رفتند تا هري را از چنگ دورسلي ها نجات دهند. بعد از آن هري و رون با استفاده از اين ماشين به اسکاتلند، هاگوارتز پرواز کردند. اين ماشين به زور خودش را به مدرسه رساند و در آخر با بيد مجنون تصادف کرد. ماشين هري و رون و وسايل آن ها را بيرون انداخت و بعد از آن در داخل جنگل ممنوعه رفت و در آنجا باقي ماند. شماره پلاک ماشين در فيلم دوم اين است: 7990TD

 

موتور پرنده سيريوس بلک flying motorcycle

اين وسيله جالب براي سيريوس بلک هست و به اندازه کافي بزرگ هست که هاگريد و هري را بر روي خود سوار کند. يا ممکنه به طرز جادويي بزرگ مي شود تا سوار خود را در خود جا دهد.


نامه زوزه کش Howler

اين يک نامه نامطبوعي هست که به يک نفر فرستاده مي شود. پاکت نامه آن قرمز هست و از گوشه هايش دود بلند مي شود. اين نامه بايد به سرعت باز شود و گرنه منفجر مي شود. به محض باز شدن، نامه شروع به فرياد کشيدن مي کند و صداي آن به طرز جادويي چند برابر مي شود. دانش آموزان هاگوارتز بعضي وقت ها از اين نامه ها از طرف والدينشون دريافت مي کنند. نامه هاي زوزه کش به وزارت خانه هم فرستاده شده تا به خاطر عدم وجود امنيت در جام جهاني کوييديچ اعتراض کنند. بعد از اين که ريتا اسکيتر آن مطالب دروغ را بر عليه هرمايني گرنجر نوشت چند نفر براي او هم نامه زوزه کش فرستادند. همچنين دامبلدور هم يک نامه زوزه کش به خاله پتونيا فرستاد تا به او هشدار دهد که بگذارد هري در خانه بماند.


نقشه غارتگر Marauder's Map

اين يک نقشه جادويي از هاگوارتز هست که توسط جيمز پاتر، سيريوس بلک، ريموس لوپين و پيتر پتي گرو تهيه شده است. اين نقشه تمام زمين هاي هاگوارتز به همراه هفت راه مخفي به هاگزميد، را نشان مي دهد. اين نقشه موقعيت افراد را نيز نشان مي دهد. اين افراد زماني بروي نقشه مشخص مي شوند که وجود آن ها اهميتي براي شخص داشته باشد. اسم هري بروي نقشه فقط زماني ظاهر شد که او صاحب نقشه شد و مي خواست از آن استفاده کند. اين نقشه شبيه يک قطعه کاغذ پوستي قديمي و بزرگ هست که داخل آن چيزي نوشته نشده است. براي فعال کردن نقشه بايد بگوييد :« من رسما سوگند مي خورم که مي خوام کار بدي انجام بدم » و وقتي کارتان با آن تمام شد بايد بگوييد:« شيطنت تموم شد! ». اين نقشه در سال هاي 1970 بوجود آمده و بعدا توسط فيلچ توقيف شده. فيلچ نمي توانست اين نقشه را فعال کند ولي حدس مي زد که بايد قدرت هاي جادويي داشته باشد. اين نقشه توسط فرد و جرج از داخل دفتر فيلچ کش رفته بود و آن ها استفاده هاي زيادي از آن کردند تا زماني که تصميم گرفتند آن را به هري بدهند. هري دسامبر 1993 صاحب نقشه شد. اين نقشه از هري توسط پسر بارتي(مودي) "قرض گرفته شد" ولي بعد از آشکار شدن هويت اصلي مودي ، او دوباره نقشه را از دفترش برداشت و در سال پنجم از آن استفاده کرد.

 

وسائل شوخي jokes

فروشگاه هاي متعددي براي فروش اين وسائل شوخي وجود دارند از جمله فروشگاه زونکو که در هاگزميد مي باشد. دانش آموزان هاگوارتز مشتري هاي بسيار خوبي براي اين فروشگاه ها هستند! ظاهرا آقاي فيلچ، سرايدار مدرسه جنگ دائمي با دانش آموزان دردسر درست کن دارد. او ليست کاملي از اشيائي که استفاده از آن ها در داخل مدرسه ممنوع هست ، که شامل 437 شي مي شود، را دارد.


بمب کود حيواني - بوي بدي را ايجاد مي کند dungbombs

دماغه - قندون هايي که دماغ را گاز مي گيرند nose-biting teacups

آتش بازي هاي بي حرارت و ضد آب فيليبوستر Dr. Filibuster's Fabulous Waterproof No-Heat Fireworks

يويوهاي فرياد کش Screaming Yo-yos

ديسک هاي پرتاب شونده نيش دار Fanged Frisbees

چوب هاي کتک زن Ever-Bashing Boomerangs

کلاه هاي بي سر Headless Hats

جعبه ناهار دست بُر Skiving Snackbox

فرد و جرج هم چند شي شوخي جالبي درست کردند از جمله تافي هايي که داراي ورد مي باشند و چوبدستي هاي قلابي که به مرغ يا ماهي مرده تبديل مي شوند. آنها هم اخيرا داراي يک مغازه شدند.

 


وسايل کوييديچ Quidditch

توپ ها

کوافل Quaffle - سرخگون : اين توپ براي گل زدن استفاده مي شود. اين توپ طوري جادو شده که هنگام افتادن آهسته پرواز کند تا به بازيکنان فرصت گرفتن توپ را بدهد. همچنين بازيکنان از طلسم گيرنده براي نگه داشتن توپ در دست هايشان استفاده مي کنند.


بلاجر Bludger- بازدارنده : اين توپ طوري جادو شده که بازيکنان هر دو تيم را بدون تبعيض از جارو بيندازد.


اسنيچ طلايي Snitch, Golden - گوي زرين : بازي زماني تمام مي شود که يکي از جستجو گران تيم گوي زرين را با بالهاي طلاي اش بگيرد. اين توپ کوچک طوري جادو شده که به سختي بتوان آن را گرفت. اين توپ هميشه در داخل زمين بازي مي ماند.

بتز bats - چماق : مدافعان دو تيم يا اين دو تا چماق به بلاجر ها ضربه مي زنند تا مسير پرواز آن ها را عوض کنند. جادو براي اين چماق ها ضروري است چون بايد با شکل و وزن بلاجر ها هماهنگي داشته باشد تا باعث خرابي آن ها نشود.

دسته جارو brooms : نام دسته جاروهايي که براي مسابقات کوييديچ به کار مي رود دسته جاروي مسابقه اي است. اين دسته جارو ها جادو و امکانات بيشتري دارند تا بازيکنان بتوانند راحت تر و سريعتر با آن کار کنند.

 


وسائل حمل و نقل transportation


قطار سريع السير هاگوارتز

قالي پرنده

اتوبوس شواليه

دسته جارو

کالسکه هاي بي اسب

گاري هاي گرينگاتز

رمز تاز

کشتي درامسترانگ

کالسکه بوباتون


يادگاري ها در جام جهاني کوييديچ souvenirs at the Quidditch World Cup


گل سينه هاي درخشنده که اسامي بازيکنان تيم را مي گفتند.

کلاه هاي سبز رنگ که شبدرهاي ايرلندي در آن ها مي رقصيدند.

شالگردن هاي بلغارستاني با شيرهايي که واقعا نعره مي زدند.

پرچم هايي که سرود ملي را مي خواندند.

مدل هاي کوچک آذرخش که پرواز مي کردند.

عروسک هاي بازيکنان که حرکت مي کردند.

اومنيوکلارز-دوربين هاي جادويي که مي توانند زوم کنند و حرکت آهسته بازيکنان را نشان دهند. همچنين اين دوربين ها با کلمات بنفش رنگي گزارش بازي را مي نويسند.


ياد آورنده Remembrall

يک وسيله جادويي که شبيه گوي شيشه اي مي ماند که داخل آن پر از دود سفيد رنگ مي باشد. اگر گاز سفيد رنگ به رنگ قرمز تبديل شود اين نشانه آن ست که شما چيزي را فراموش کرديد. مادربزرگ نويل يکي براي او فرستاد. به محض اينکه نويل به آن دست زد رنگ گوي قرمز شد!

 

 


+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 17:43  توسط یاسر  |