

بازیگر نقش لرد سیاه چه کسی است؟؟؟
تا پیش از این تصور همگان بر این بود که روان اتکینسون یا همان مستر معذوف ایفای این نقش را بر عهده می گیرد ولی با رد این شایعه از طرف کمپانی برادران وارنر و وکیل اتکینسون حالا صحبت از جان ملکوویچ به میان آمده است.یکی از مدیران پروژه در ین باره می گوید:او برای این نقش ایده آل است.یکی از زیباترین صحنه های فیلم صحنه مبارزه او با هری است.گفته می شود کودکان 12 و 13 ساله ی ملکوویچ تاثیر بسزایی در پذیرفتن این نقش از سوی او داشته اند.جالب است که بداند اتکینسون و ملکویچ در فیلم جان انگلیسی دو نقش اصلی فیلم را در مقابل هم بازی می کردند که در این میان ملکویچ در نقش کاراکتر منفی پاسگال ساولژ ظاهر شد.
بازیگران نقش مادام ماکسیم و الستور مودی چه کسانی اند؟؟؟
بازیگران دو نقش کلیدی و جدید در فیلم چهارم انتخاب شدند.یکی از شخصیت های جدید در کتاب هری پاتر و جام آتش مادام ماکسیم مدیره مدرسه جادوگری بوباتون است.او هم مانند هاگرید نیمه غول است و در کتابهای بعدی هم نام او را می شنویم.برای بازی در این نقش یک بازیگر گمنام به نام فرانسس دلاتور 60 ساله و اهل انگلیس انتخاب شده است که بخش اعظم سابقه کاریش مربوط به بازی در مجموعه های تلویزیونی است.اما برای ایفای نقش پروفسوز الستور مودی،ملقب به مد آی مودی(چشم باباقوری)و یکی از مشهورترین کارآگاه وزارت سحر و جادو که البته بازنشسته شده،کمپانی به سراغ یک بازیگر حرفه ای تر با سابقه بازی در فیلم های بزرگتر رفته است.این هنرمند برندون گلسون،متولد 9 نوامبر 1955 در بلفاست ایرلند است که در کارنامه بازیگریش نام فیلم های مثل تروا،کوهستان سرد،دار و دسته نیویورکی و ماموریت غیر ممکن 2 به چشم می خورد

| ديگر عکسها | ||||||||
|
این هم لینکهای عکسهای بازی هری پاتر
کلیپ Harry Potter انواع کلیپ های هری پاتر خیلی باهاله پشت صحنه ازکابان .همشو دانلود کنید.منتظر جدیدهاش هم باشین
مصاحبه جی.کی. رولینگ به زبان فارسی در مورد کتاب هری پاتر و شاهزاده دورگه
مصاحبه جی.کی. رولینگ که قبلا ان را به زبان انگلیسی گذاشته ام حال ان را به زبان فارسی می گذارم.
J.K Rowling Interview In Farsi هشدار : اين مصاحبه در مورد كتاب ششم است و ممكن است مطالب آن را فاش كند، اگر كتاب ششم را نخوانده ايد از خواندن ادامه متن خودداري كنيد! برای Download کردن روی لینک رایت کیلیک کنید و Save Target As بزنید.
وسايل و دستگاه هاي جادويی دنياي جادويي پر از وسايل و دستگاه هايي هست که يا جادو شده اند يا جادويي هستند. برخي از اين وسايل مصنوعي هستند و برخي ديگر وسايلي هستند که بين همه جادوگران معمول هست و هيچ خانوداه اي نمي تواند بودن آن ها زندگي کند. بعضي از آن ها وسايل مفرح بي ضرري هستند، بعضي مفيد و بعضي ديگر بسيار قدرتمند و حتي خطرناک هستند. در اين ليست سعي شده که وسايل جادويي را نام ببريم به خصوصيا آن ها بپردازيم.
آيينه ها mirrors آيينه ايرايزد يا آيينه آرزو ها Mirror of Erised دامبلدور از اين آيينه براي حفاظت از سنگ جادو استفاده کرد:« اينم يکي ديگه از ايده هاي زيرکانه من بود. تنها کسي مي تونست سنگ رو پيدا کنه که فقط به دنبال سنگ بود و نمي خواست از آن استفاده کنه...در غير اينصورت آن شخص فقط خودش را مي ديد که در حال توليد طلا و نوشيدن آب حيات است...» آيينه سخنگو mirror, talking آيينه دو طرفه mirror, two-way
شطرنج جادويي Wizard's Chess تکه سنگها Gobstones : اين وسايل وقتي که در بازي مي بازند بروي صاحبشان يک مايع بد بو تف مي کنند. يک دسته ي طلايي رنگ از اين تکه سنگها در کوچه دياگون در حال فروش بود.
پروفسور مک گونگال يک بار از اين وسيله استفاده کرد تا به تماشاگران منتفي شدن مسابقه را اعلام کند(تالار اسرار).
اين دستگاه ها مانند راديو هاي ماگلي مي ماند. يکي از اين دستگاه ها در آشپزخانه ويزلي ها وجود دارد. بسياري از جادوگرها و ساحره ها به WWN (Wizarding Wireless Network) گوش مي دهند. يکي از برنامه هاي پرطرفداري که در WWN پخش مي شود «ساعتي با ساحره» است که در آن ساحره ها و جادوگران معروفي آواز مي خوانند. يکي ديگر از گروه هاي موسيقي معروف که در WWN آواز مي خوانند خواهران عجيب هستند.
اين پودر نقره اي رنگ که توسط ايگنتيا وايلدسميت اختراع شد به جادوگران اين امکان را مي دهد که با آن به جاهاي ديگر منتقل بشوند و يا با هم صحبت کنند. ويزلي ها پودر شان را در کنار شومينه شان نگه مي دارند. اين پودر بروي آتش پرتاب مي شود و رنگ آتش را سبز مي کند سپس شخص مورد نظر وارد شعله هاي آتش مي شود و مقصد خود را بيان مي کند. اگر قصد صحبت کردن با همديگر هست، بايد پودر را بروي آتش پرتاب کرد و فقط سر را وارد شعله هاي آتش کرد و شخص مورد نظر را نام برد. اداره رفت و آمد جادويي بر شبکه پودر پرواز نظارت مي کند.
تخم طلايي Golden Egg وقتي تخم طلايي باز شد صداي گوشخراش و نا هنجاري از آن بيرون آمد. چيزي درون تخم طلايي وجود نداشت. آهنگ داخل تخم طلايي به زبان مردم دريايي بود. قهرمانان بايد مي فهميدند که معناي اين آهنگ چيست و سپس راهي براي زنده ماندن در زير آب به مدت يک ساعت پيدا مي کردند. هري به نصيحت سدريک ديگوري گوش کرد و آن را زير آب باز کرد و معناي آهنگ را دريافت.
هري تعدادي جوراب جادويي از گلدرگز در هاگزميد خريداري کرد. يکي از اين جوراب ها ستاره هاي طلايي و نقره اي داشت که چشمک مي زدند و ديگري جورابي بود که در صورت بوي بد دادن فرياد مي کشيدند. هري مي خواست که اين جوراب ها را به دابي بدهد.(ج.آ.27)
در کريسمس 1994 سيريوس به هري يک چاقوي خودکاري هديه داد. اين چاقو مي تواند هر قفل و گره اي را باز کند. هري براي باز کردن در دفتر آمبريج از آن استفاده کرد و با سيريوس صحبت کرد. وقتي هري مي خواست از آن براي باز کردن در بسته وزارت اسرار استفاده کند تيغه چاقو آب شد!
اين چسب براي چسباندن اشيا جادويي مثل چوبدستي رون و کتاب پاره شده جيني به کار مي رود(ت.ا.6 ، ج.آ.10). همچنين هرمايني از آن براي کنترل کردن کتاب اژدهاي خودش استفاده کرده بود (ز.آ.6)
داخل چادر ويزلي ها بسيار بزرگ تر از بيرونش مي نمود. آن ها يک آشپزخانه و تعدادي تخت خواب درون آن داشتند در حالي اندازه چادر از بيرون خيلي کوچک نشان مي داد. عده اي از مردم از چادر هايي که بيشتر جادويي بودند استفاده مي کردند. بعضي از اين چادر ها باغ، فواره و برج کوچک داشتند. چادر هاي طرفداران ايرلندي با شبدر هاي سبز رنگ ايرلندي پوشيده شده بودند.
ردياب جادوي سياه Dark Detectors
سقف جادويي ceiling, enchanted
سنگ جادو شگفت انگيزترين شي جادويي است که براي قرن ها هدف اصلي بعضي از شيميدانان و جادوگران بوده. تا به حال تنها يک سنگ جادو وجود داشته و آن سنگ توسط نيکلاس فلامل بوجود آمده بود. سنگ جادو مي تواند به مالک خود طلاي نامحدود و عمري جادودانه دهد. ممکنه در نگاه اول عالي باشد ولي آن طور که خيال مي کنيد خوب نيست همانطور که دامبلدور مي گويد:« انسان ها هميشه بدترين چيزها را براي خود انتخاب مي کنند». لرد سياه براي داشتن عمري جاودان به سنگ جادو احتياج داشت ولي با دخالت هري و دوستانش در اين عمليات شکست خورد و نتوانست مکان مخفي سنگ را پيدا کند.
شنل نامرئي Invisibility Cloak منحصر به فرد نيست ولي مطمئنا نادر مي باشد. هري يک شنل نامرئي از پدرش به ارث برده است که توسط دامبلدور به او داده شد. شنل نامرئي هري يا خيلي بزرگ هست، چون مي تواند چند دانش آموز را در زير خود جا دهد و يا هري و هرمايني و يک قفس چوبي براي اژدها هم بپوشاند، يا به طرز جادويي بزرگ مي شود و افراد را در زير خود مي پوشاند. مودي هم يکي در صندوق هفت قفلي اش دارد (قفل دوم). شنل نامرئي از موهاي حيواني به اسم « دميگياز » بافته مي شود. رنگ شنل نامرئي نقره اي درخشان هست و دست زدن به آن احساس عجيبي را ايجاد مي کند مثل اينکه آب را مثل پارچه بافته باشند!
مودي وسايل گوناگوني را در اين صندوق مي گذارد. اين صندوق هفت قفل و هفت کليد دارد. با باز کردن هر يک از اين قفل ها وسايل مختلفي در اين صندوق ديده مي شود. وقتي قفل اول باز شد داخل صندوق تعدادي کتاب بود. وقتي قفل دوم باز شد داخل صندوق تعدادي قلم پر و شنل نامرئي بود. وقتي دامبلدور قفل هفتم را باز کرد صندوق يک دريچه را نشان داد که بارتي کرواچ، مودي واقعي را در آن مخفي کرده بود.(ج.آ.35)
جادوگران و ساحره هاي معروف که در کارت هاي شکلات قورباغه اي پيدا مي شوند (س.ج.6) آلبوم خانوادگي هري پاتر (س.ج.17 ، ز.آ.11) عکس خانواده ويزلي در مصر که در پيام امروز چاپ شده بود و در حال دست تکان دادن بودند (ز.آ.1) بانوي چاق و قاب هاي ديگر هاگوارتز عکس هاي درون کتاب " پرواز با توپ ها " عکس هاي گرفته شده توسط کالين کريوي که لاکهارت را در حال کشيدن هري به داخل قاب عکس نشان مي دهد (ت.ا.) عکس دختر کوچکي که به سال اولي ها بعد از اتمام مراسم خوش آمد گويي سلام مي کرد (س.ج) عکس زني که بين قاب ها راه مي رود و بعد در کنار يکي از تخت هاي درمانگاه مي نشيند (س.ج.) در بين قاب هاي مدرسه عکس" ان بولين " ، زن دوم شاه هنري هشتم و مادر ملکه اليزابت اول وجود دارد. ان بولين يک ساحره بود (س.ج.) در دفتر مدير قاب هاي متعددي از مديران قبلي هاگوارتز وجود دارد. اين قاب ها در خدمت مدير فعلي هاگوارتز مي باشند و او را کمک و راهنمايي مي کنند. بعضي از اين افراد عبارتند از ديليز دِرونت، اورارد، يک ساحره با چشم هاي فرو رفته و واند درخت توس محکم، يک جادوگر فربه با صورتي گرد، فينس نيگلوس و آرماندو ديپت. در صورت لزوم آن ها مي توانند بين قاب هاي ديگر خود حرکت کنند و به ديگران پيام منتقل کنند (م.ق.22)
قدح انديشه Pensieve يک سنگ فرو رفته شبيه قدح که نوشته هاي باستاني و قديمي بروي آن حکاکي شده است. محتواي درون قدح ابر مانند مي باشد و نور نقره اي روشني از آن تشعشع مي يابد. به نظر هري اين محتويات شبيه « نور مايع شده يا باد جامد شده است ». دامبلدور آن را در يک کابينت سياه رنگ مي گذارد. هر وقت که خاطرات زيادي در سرش بود و مي خواست که راحت تر به تفسير آن ها بپردازد آن ها را با استفاده از چوبدستي اش داخل قدح مي گذاشت. دامبلدور درباره قدح انديشه مي گويد :« بررسي کردن روابط و ويژگي هاي افراد وقتي آن ها را درون قدح انديشه ميذاري راحت تره » . وقتي هري به ماده درون قدح دست مي زند به داخل بعضي از خاطرات دامبلدور کشيده مي شود. اسنيپ قدح انديشه را براي مدتي از دامبلدور قرض گرفته بود تا در کلاس چفت شدگي بتواند بعضي از خاطرات بدش را درون آن بگذارد و از معرض ديد هري بدور نگه دارد. ولي يک بار که اسنيپ از دفتر خود بيرون رفت هري به داخل خاطرات اسنيپ رفت و دوران جواني پدر و دوستانش را ديد. در آن خاطره پدر هري و سيريوس و ريموس و پيتر در حال اذيت کردن اسنيپ جوان بودند. او همچنين مادرش را هم در آن خاطره ديد.
کتاب نامرئي ها شعرهاي يک جادوگر کتابي که چشم هاي شما را در مي آورد. کتابي که نمي توانيد از خواندن آن دست بکشيد. کتابي که با باز کردن آن کوچک مي شود. دفتر خاطرات تام ريدل.
آقاي ويزلي در يکي از نگهباني هاي شبانه اش کليدهايي را پيدا کرد که کوچک مي شدند. اين کليدها طوري جادو شده بودند تا کوچک و کوچکتر شوند و ماگل ها نتوانند آن ها را پيدا کنند. وقتي پرسيده شد که چرا کسي چنين کاري مي کند او جواب داد:
يک جعبه سياه و طلايي رنگ که خيلي با ارزش مي باشد. پيوز اين جعبه را بالاي دفتر فيلچ انداخت و باعث شد که از بين برود. هر کسي که وارد اين جعبه مي شود ناپديد مي شود!
فرد و جرج اين دستگاه استراق سمع را اختراع کردند. اين گوش ها شبيه نخ هاي کرمي رنگ مي باشند. يه سر اين نخ را وارد گوش مي کنيد و سر ديگر را با استفاده از فرمان " برو " به مکاني که مکالمه در حال انجام شدن هست مي فرستيد. با استفاده از اين گوش هاي توسعه پذير مي توان گفتگو هايي که در مکان دوري انجام مي شود را گوش کرد.
لامپ خاموش کن Put-Outer يک وسيله جادويي هست که شبيه فندک مي باشد. وقتي آن را فشار مي دهيد لامپ خيابان را خاموش مي کند. و در حالت بر عکس لامپ را دوباره به خيابان باز مي گرداند. دامبلدور از آن براي تاريک کردن پريوت درايو استفاده کرد (س.ج.1) مد آي مودي هم براي تاريک کردن ميدان گريمولد از آن استفاده کرد (م.ق.3)
مدل هاي نجومي astronomical models
ماشين پرنده آقاي ويزلي flying Ford Anglia اين اتومبيل فيروزه اي رنگ توسط آقاي ويزلي به پناهگاه آورده شده بود تا او بتواند آن را از هم جدا کند تا بفهمد چگونه اين ماشين کار مي کند. يا حداقل اين چيزي است که او به همسرش گفته بود. در واقع او هنگام باز کردن ماشين قطعات ماشين را جادو مي کرد و دوباره سر جايشان بر مي گرداند. او همچنين يک ژنراتور نامرئي در اين ماشين نصب کرد تا در مواقع لزوم آن ماشين نامرئي شود. آقاي ويزلي فضاي داخل ماشين را هم با استفاده از طلسم توسعه، افزايش داده تا تعداد زيادي بتوانند در اين ماشين به راحتي بنشينند. فرد و جرج اين ماشين را رانده اند. حتي يک بار به پريوت درايو رفتند تا هري را از چنگ دورسلي ها نجات دهند. بعد از آن هري و رون با استفاده از اين ماشين به اسکاتلند، هاگوارتز پرواز کردند. اين ماشين به زور خودش را به مدرسه رساند و در آخر با بيد مجنون تصادف کرد. ماشين هري و رون و وسايل آن ها را بيرون انداخت و بعد از آن در داخل جنگل ممنوعه رفت و در آنجا باقي ماند. شماره پلاک ماشين در فيلم دوم اين است: 7990TD
موتور پرنده سيريوس بلک flying motorcycle اين وسيله جالب براي سيريوس بلک هست و به اندازه کافي بزرگ هست که هاگريد و هري را بر روي خود سوار کند. يا ممکنه به طرز جادويي بزرگ مي شود تا سوار خود را در خود جا دهد.
اين يک نامه نامطبوعي هست که به يک نفر فرستاده مي شود. پاکت نامه آن قرمز هست و از گوشه هايش دود بلند مي شود. اين نامه بايد به سرعت باز شود و گرنه منفجر مي شود. به محض باز شدن، نامه شروع به فرياد کشيدن مي کند و صداي آن به طرز جادويي چند برابر مي شود. دانش آموزان هاگوارتز بعضي وقت ها از اين نامه ها از طرف والدينشون دريافت مي کنند. نامه هاي زوزه کش به وزارت خانه هم فرستاده شده تا به خاطر عدم وجود امنيت در جام جهاني کوييديچ اعتراض کنند. بعد از اين که ريتا اسکيتر آن مطالب دروغ را بر عليه هرمايني گرنجر نوشت چند نفر براي او هم نامه زوزه کش فرستادند. همچنين دامبلدور هم يک نامه زوزه کش به خاله پتونيا فرستاد تا به او هشدار دهد که بگذارد هري در خانه بماند.
اين يک نقشه جادويي از هاگوارتز هست که توسط جيمز پاتر، سيريوس بلک، ريموس لوپين و پيتر پتي گرو تهيه شده است. اين نقشه تمام زمين هاي هاگوارتز به همراه هفت راه مخفي به هاگزميد، را نشان مي دهد. اين نقشه موقعيت افراد را نيز نشان مي دهد. اين افراد زماني بروي نقشه مشخص مي شوند که وجود آن ها اهميتي براي شخص داشته باشد. اسم هري بروي نقشه فقط زماني ظاهر شد که او صاحب نقشه شد و مي خواست از آن استفاده کند. اين نقشه شبيه يک قطعه کاغذ پوستي قديمي و بزرگ هست که داخل آن چيزي نوشته نشده است. براي فعال کردن نقشه بايد بگوييد :« من رسما سوگند مي خورم که مي خوام کار بدي انجام بدم » و وقتي کارتان با آن تمام شد بايد بگوييد:« شيطنت تموم شد! ». اين نقشه در سال هاي 1970 بوجود آمده و بعدا توسط فيلچ توقيف شده. فيلچ نمي توانست اين نقشه را فعال کند ولي حدس مي زد که بايد قدرت هاي جادويي داشته باشد. اين نقشه توسط فرد و جرج از داخل دفتر فيلچ کش رفته بود و آن ها استفاده هاي زيادي از آن کردند تا زماني که تصميم گرفتند آن را به هري بدهند. هري دسامبر 1993 صاحب نقشه شد. اين نقشه از هري توسط پسر بارتي(مودي) "قرض گرفته شد" ولي بعد از آشکار شدن هويت اصلي مودي ، او دوباره نقشه را از دفترش برداشت و در سال پنجم از آن استفاده کرد.
وسائل شوخي jokes فروشگاه هاي متعددي براي فروش اين وسائل شوخي وجود دارند از جمله فروشگاه زونکو که در هاگزميد مي باشد. دانش آموزان هاگوارتز مشتري هاي بسيار خوبي براي اين فروشگاه ها هستند! ظاهرا آقاي فيلچ، سرايدار مدرسه جنگ دائمي با دانش آموزان دردسر درست کن دارد. او ليست کاملي از اشيائي که استفاده از آن ها در داخل مدرسه ممنوع هست ، که شامل 437 شي مي شود، را دارد.
دماغه - قندون هايي که دماغ را گاز مي گيرند nose-biting teacups آتش بازي هاي بي حرارت و ضد آب فيليبوستر Dr. Filibuster's Fabulous Waterproof No-Heat Fireworks يويوهاي فرياد کش Screaming Yo-yos ديسک هاي پرتاب شونده نيش دار Fanged Frisbees چوب هاي کتک زن Ever-Bashing Boomerangs کلاه هاي بي سر Headless Hats جعبه ناهار دست بُر Skiving Snackbox فرد و جرج هم چند شي شوخي جالبي درست کردند از جمله تافي هايي که داراي ورد مي باشند و چوبدستي هاي قلابي که به مرغ يا ماهي مرده تبديل مي شوند. آنها هم اخيرا داراي يک مغازه شدند.
توپ ها کوافل Quaffle - سرخگون : اين توپ براي گل زدن استفاده مي شود. اين توپ طوري جادو شده که هنگام افتادن آهسته پرواز کند تا به بازيکنان فرصت گرفتن توپ را بدهد. همچنين بازيکنان از طلسم گيرنده براي نگه داشتن توپ در دست هايشان استفاده مي کنند.
بتز bats - چماق : مدافعان دو تيم يا اين دو تا چماق به بلاجر ها ضربه مي زنند تا مسير پرواز آن ها را عوض کنند. جادو براي اين چماق ها ضروري است چون بايد با شکل و وزن بلاجر ها هماهنگي داشته باشد تا باعث خرابي آن ها نشود. دسته جارو brooms : نام دسته جاروهايي که براي مسابقات کوييديچ به کار مي رود دسته جاروي مسابقه اي است. اين دسته جارو ها جادو و امکانات بيشتري دارند تا بازيکنان بتوانند راحت تر و سريعتر با آن کار کنند.
قالي پرنده اتوبوس شواليه دسته جارو کالسکه هاي بي اسب گاري هاي گرينگاتز رمز تاز کشتي درامسترانگ کالسکه بوباتون
کلاه هاي سبز رنگ که شبدرهاي ايرلندي در آن ها مي رقصيدند. شالگردن هاي بلغارستاني با شيرهايي که واقعا نعره مي زدند. پرچم هايي که سرود ملي را مي خواندند. مدل هاي کوچک آذرخش که پرواز مي کردند. عروسک هاي بازيکنان که حرکت مي کردند. اومنيوکلارز-دوربين هاي جادويي که مي توانند زوم کنند و حرکت آهسته بازيکنان را نشان دهند. همچنين اين دوربين ها با کلمات بنفش رنگي گزارش بازي را مي نويسند.
يک وسيله جادويي که شبيه گوي شيشه اي مي ماند که داخل آن پر از دود سفيد رنگ مي باشد. اگر گاز سفيد رنگ به رنگ قرمز تبديل شود اين نشانه آن ست که شما چيزي را فراموش کرديد. مادربزرگ نويل يکي براي او فرستاد. به محض اينکه نويل به آن دست زد رنگ گوي قرمز شد!
|







